فیلم دزدان دوچرخه ۱۹۴۸ زندگی واقعی اکثر ماست

0

فقر، تورم و بیکاری در دوران پس از جنگ جهانی دوم از ایتالیا کشوری متفاوت ساخته بود. تعدادی از کارگردانان ایتالیایی آن زمان، به خوبی به زندگی واقعی و رئال مردم خود پرداختند. تا بدین شکل بتوانند بازتاب و صدایی از زندگی مردمان خود باشند. ویتوریو دسیکا کارگردان ایتالیایی در فیلم «دزدان دوچرخه» یا Bicycle Thieves داستان فقر همه‌گیر، زوال اخلاق و آغاز حقارت و خفت را به شکل بی‌نظیری به تصویر کشیده است. این فیلم در سال ۱۹۴۸ ساخته شده و در بین ۲۵۰ فیلم برتر IMDb رتبه‌ی ‍۱۰۰ را کسب کرده است.

برخی منابع به اشتباه نام این فیلم را «دزد دوچرخه» یاد کردند. در حالی که نام دقیق و درست فیلم «دزدان دوچرخه» هست. چون دو دزد در فیلم وجود دارد؛ یکی در ابتدا و دیگری در انتهای فیلم.

بررسی دزدان دوچرخه و حرکت در مسیر نئورئالیسم

فیلم دزدان دوچرخه به واسطه‌ی فرم و محتوا، توجه به جزئیات، نوع فیلم‌برداری و لوکیشن‌ها در دسته‌ی فیلم‌های نئورئالیسم قرار می‌گیرد. نئورئالیسم نوعی از رئالیسم  با غلظت بیشتر است که به با دغدغه و مرامی خاص روی موضوعات معاصر و طبقات زحمت‌کش تمرکز می‌کند. در حقیقت، نئورئالیسم می‌خواهد تا ما بدون هیچ رتوشی، به یک برشی از زندگی مردم عادی دسترسی داشته باشیم و بتوانیم بهتر آن‌ها را درک کنیم.

فیلم دزدان دوچرخه نه اولین تلاش و نه بهترین تجربه در سینمای نئورئالیسم بود. اما با قطعیت می‌توان آن را فیلمی شاخص در این حوزه جای داد. داستان از آن‌ جایی شروع می‌شود که آنتونیو، بازیگر نقش اول فیلم، به خاطر پیدا کردن یک شغل جدید آن هم در بحبحه‌ی بیکاری ایتالیا بسیار خوشحال و هیجان‌زده شده بود. شغل او پخش و چسباندن پوسترهای فیلم روی دیوارهای شهر رم بود. اما آنتونیو برای داشتن این کار باید از خود یک دوچرخه می‌داشت تا این شغل را از دست ندهد. او که آهی در بساط نداشت، تصمیم گرفت که ملحفه‌ی تخت خواب خود و همسرش را بفروشد تا دوچرخه‌ای که سابقا فروخته بود را دوباره به دست آورد.

دزد دوچرخه و تلاش غیراخلاقی برای پیدا کردن آن

زن آنتونیو نشان داده می‌شود که فردی خرافاتی است. او مخفیانه به پیش زنی می‌رود که برای شوهرش دعا کرده بود تا کاری پیدا کند. وقتی آنتونیو متوجه این کار زنش می‌شود، او را بابت این اشتباهش مذمت می‌کند. غافل از این که بعدها خود آنتونیو دچار این ورطه‌ی سقوط می‌شود. چرا که به عقیده‌ی کارگردان ریشه این کردار، فقر است.

شادی آنتونیو بابت داشتن دوچرخه بیشتر از یک روز طول نمی‌کشد. وقتی در روز اول مشغول به کار بود، دوچرخه‌ی قفل نشده‌اش دزدیده می‌شود. از این لحظه،‌ داستان تلاش برای آنتونیو و پسر کوچکش، برونو، شروع می‌شود. آن دو در پی پیدا کردن دزد بودند. آنتونیو هر دوچرخه‌ای که در شهر می‌دید، خیال می‌کرد که دوچرخه‌ی اوست و صاحب آن را متهم می‌کرد. خشم و هیاهوی او برای پیدا کردن دزد دوچرخه رفته رفته بیشتر می‌شد. برای او بر هم زدن نظم کلیسا و مغازه و خیابان اصلا مهم نبود. هدف او یک چیز و آن پیدا کردن دوچرخه‌اش بود.

دوچرخه یا برونو ؟

دست آخر آنتونیو به واسطه‌ی تلاش‌هایش، دزد دوچرخه را در محله‌ی آن دزد به دام انداخت. اما هم‌محله‌ای‌های بی‌انصاف و جانب‌دار، همگی در بی‌گناهی دزد دوچرخه‌ در پیش پلیس شهادت دادند. آنتونیو که در معرکه‌ای از طرفداران آن دزد احاطه شده بود و دیگر هیچ دلیلی برای متهم کردن او نداشت، تصمیم گرفت که همه چیز را رها کند. آنتونیو دیگر دوچرخه، مال و مهم‌تر از همه کارش را از دست داده بود. تمام این موارد برای او تنها معنای نا امیدی داشت. اما او هنوز درک نکرده بود که دارایی و سرمایه‌ی اصلی‌اش، خانواده است. به خاطر همین موضوع،‌ آنتونیو کمترین میزان الطفاتی به پسرش که همیشه همراهش بود، داشت.

وقتی آنتویو محو در افق بود و به دوچرخه‌ی دزدیده شده‌اش فکر می‌کرد، متوجه غرق شدن پسری در یک رودخانه شد. او با سراسیمگی و احساس گناه به رودخانه نزدیک شد. وقتی فهمید که پسرش نبوده، جان دوباره‌ گرفت. بعد فرزندش از پشت سرش پیدا می‌شود. آنتونیو آن‌جا درسی می‌گیرد که باید پسرش را بعد از کلی بحران خوشحال کند.

اخلاقیات متعلق به ثروتمندان است ؟

آنتونیو در اوج نداری، پسرش را به رستورانی می‌برد تا با هم غذایی بخورند. آن پسر که تمام چشمش به پسر یکی از خانواده‌های ثروتمند در رستوران بود، تصمیم می‌گیرد پیتزا سفارش دهد. اما آنتونیو به او می‌گوید برای خوردن آن غذا و آن سبک خوردن (همراه با کارد و چنگال) باید ماهی یک میلیون لیر درآمد داشته باشیم! بعد از این آنتونیو این دیالوگ ماندگار را می‌گوید:‌ «چرا با نگرانی باید خودم را بکشم، وقتی قرارست در نهایت بمیرم.»

اما این حجم از حوادث‌ و مشکلات، هنوز آنتونیو را متعهد به اصول اخلاقی نکرده بود. انگار او ناتوان یا بی‌میل به انجام مبانی اخلاقی بود. کارگردان این طور نشان می‌دهد که  تنها این افراد متمول و ثروتمند در جامعه هستند که می‌توانند به اصول اخلاقی پایبند باشند. اما آیا واقعا این طور هست؟

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

سکانس پایانی فیلم دزدان دوچرخه

آنتونیو خیال می‌کرد که چیزی برای از دست دادن ندارد. او که خطوط قرمزی برای خود نداشت، تصمیم گرفت تا ریسکی بزرگ کند. او می‌خواست همان بلایی که به سرش آمده بود را بر سر فرد دیگری تلافی کند. به عاقبت کارش هم زیاد فکر نمی‌کرد.

سرانجام دست به سرقت یک دوچرخه‌ی رها شده در شهر می‌زند. اما هرگز نمی‌تواند از دست صاحب دوچرخه فرار کند. در نهایت آنتونیو بعد از کلی فراز و نشیب فراوان در زندگی‌ش، متوجه می‌شود که ثروت اصلی زندگی‌اش برونو هست، نه دوچرخه.

معجزه‌ در فیلم دزدان دوچرخه

بدون شک معجزه‌‌ی فیلم مربوط به زنده ماندن برونو و آنتونیو می‌شود. برونو در اثر کم توجهی پدرش، در آستانه‌ی زیر گرفته شدن توسط یک ماشین در خیابان بود که به شکل عجیبی زنده می‌ماند. زنده مانده آنتونیو در اثر معرکه‌هایی که حضور داشت هم جای بسی فکر دارد.

فیلم دزدان دوچرخه ۱۹۴۸

سکانس آخر فیلم، خفت و خواری کامل آنتونیو را نشان می‌دهد. او که از فقر و بیکاری زخم بزرگی دیده و وقار و مقام خود را نزد خانواده‌اش از دست داده است.

فیلم دزدان دوچرخه یک اثر هنری رئال از زندگی فردی است که آداب‌دان نیست و نتیجه‌ی کار خود را از جامعه می‌گیرد.

موسیقی فیلم دزدان دوچرخه

برای شنیدن به این موزیک، نیاز است از فیلترشکن خود استفاده کنید.

https://soundcloud.com/mahfouz-soliman/bicycle-thieves-1948-soundtrack-music-by-alessandro-cicognini

ممکن است این مطالب برای شما مفید باشد
از اینکه نظر یا سوال خودتون را منتشر می‌کنید، متشکرم.

آدرس ایمیل شما در جایی منتشر نخواهد شد.

عضو خبرنامه شوید
با وارد کردن ایمیل خود، هر ماه نکات و ترفندهای کاربردی زبان انگلیسی و آیلتس را دریافت کنید.